تصور کنید با پروژهای حیاتی روبرو هستید که در آن نیاز به ایجاد یک سوراخ داخلی کامل در یک قطعه فلزی با دقتی در حد هزارم اینچ دارید. کوچکترین انحراف میتواند کل قطعه را بیمصرف کند. برادهکاری با تراش، اگرچه به ظاهر ساده است، اما اوج ماشینکاری جزئینگر را نشان میدهد. این راهنما تمام جنبههای برادهکاری دقیق را از انتخاب ابزار تا تکنیکهای اندازهگیری بررسی میکند.
برادهکاری با تراش به عملیات بزرگ کردن یا پرداخت سوراخهای موجود با استفاده از ابزارهای برادهبرداری روی تراش اطلاق میشود. در حالی که از نظر مفهومی شبیه به تراشکاری خارجی است، دستیابی به دقت فوقالعاده (با تلرانسهای کمتر از 0.001 اینچ) نیازمند توجه دقیق به تمام جزئیات است. برادهکاری با دقت بالا نیازمند در نظر گرفتن دقیق انتخاب ابزار، نصب، پارامترهای برش، خنککاری، حذف براده، کنترل دما و اندازهگیری دقیق است.
صرفاً بزرگ کردن یک سوراخ موجود نسبتاً آسان است. با این حال، هنگامی که ابعاد خاصی با تلرانسهای تنگ هدف قرار میگیرند، هر عاملی حیاتی میشود: انتخاب و نصب میله برادهبرداری، هندسه لبه برش، انحراف ابزار، روانکاری، پارامترهای برش، حذف براده، دمای قطعه و دقت اندازهگیری. برادهکاری دقیق نیازمند چیزی است که برخی ممکن است آن را وسواس زیاد در جزئیات بنامند.
ابزارهای برادهبرداری به سه دسته اصلی تقسیم میشوند که هر کدام مزایا و کاربردهای متمایزی دارند:
مزایای آن شامل هزینه کمتر و چقرمگی بهتر است که آنها را برای مواد نرمتر مانند فولاد نرم و آلومینیوم مناسب میسازد. محدودیتها شامل مقاومت حرارتی ضعیفتر، سرعت برش کمتر و سفتی کمتر است که میتواند باعث لرزش شود.
اینها دارای یک نوک کاربید کوچک هستند که به یک دسته فولادی لحیم شده است. کاربید سختی و مقاومت حرارتی بیشتری را ارائه میدهد و امکان سرعت برش ۲.۵ تا ۵ برابر بیشتر از HSS را فراهم میکند. نقطه ضعف آن دشواری در تیز کردن مجدد در صورت لب پر شدن نوک است.
اینها از اینسرتهای کاربید قابل تعویض استفاده میکنند که به نگهدارنده ابزار بسته میشوند. هنگامی که یک اینسرت فرسوده یا لب پر میشود، میتوان آن را بدون تیز کردن مجدد به سرعت تعویض کرد. بدنه ابزار (ساخته شده از فولاد یا کاربید) سفتی برتری را برای کارهای با دقت بالا ارائه میدهد، با هندسهها و پوششهای مختلف اینسرت که برای مواد مختلف در دسترس هستند.
شعاعهای نوک بزرگتر استحکام بیشتری برای عملیات خشنکاری فراهم میکنند اما میتوانند باعث لرزش شوند. شعاعهای کوچکتر معمولاً ابعاد سوراخ دقیقتر و پرداخت سطح بهتری را ایجاد میکنند (اگرچه نیاز به نرخ خوراک کاهش یافته دارند).
سفتی در تمام عملیات برش فلزات امری حیاتی است. با استفاده از بزرگترین قطر میله برادهبرداری ممکن و کوتاهترین طول امتداد عملی، آن را به حداکثر برسانید.
ملاحظات کلیدی نصب:
انتخاب پارامتر مناسب بر کیفیت، کارایی و عمر ابزار تأثیر میگذارد. مواد، نوع ابزار، سفتی و قابلیت دستگاه را در نظر بگیرید:
هنگام استفاده از میلههای برادهبرداری، با نصف سرعت محاسبه شده معمول شروع کنید و در صورت اجازه لرزش و عمر ابزار، به تدریج آن را افزایش دهید. ابزارهای HSS معمولاً با سرعت ۱۰-۳۰ متر در دقیقه کار میکنند؛ ابزارهای کاربید ۵۰-۱۵۰ متر در دقیقه.
حداکثر نرخ خوراک ایمن برابر با یک چهارم شعاع نوک است. از عمق برش کمتر از ۰.۰۰۲-۰.۰۰۵ اینچ برای جلوگیری از نتایج ناهمگون اجتناب کنید.
حداکثر عمق ایمن برابر با دو برابر شعاع نوک است. عمق بیش از حد باعث لرزش میشود؛ عمق ناکافی کارایی را کاهش میدهد.
از خنککننده مناسب برای ماده ابزار خود استفاده کنید: امولسیون یا روغن برش برای HSS؛ خنککننده پرفشار یا غبار برای کاربید.
ثبات برای نتایج برادهبرداری تکرارپذیر ضروری است. تغییرات پارامتر بین پاسها را به حداقل برسانید، در حالت ایدهآل فقط یک متغیر را در یک زمان تنظیم کنید. هر عاملی که بر نیروی برش تأثیر میگذارد، حذف مواد یا پرداخت سطح را تغییر میدهد.
به عنوان مثال، هنگام برادهبرداری یک سوراخ ۱ اینچی در فولاد ضد زنگ ۳۰۳:
اندازهگیری دقیق کیفیت برادهبرداری را تضمین میکند. ابزارهای مختلف نیازهای دقت متفاوتی را برآورده میکنند:
ساده اما کمدقتترین، به خصوص برای سوراخهای کوچک زیر ۰.۵ اینچ.
برای سوراخهایی تا قطر ۳ اینچ و عمقهای کم، با دقت ±۰.۰۰۰۵ اینچ مؤثر است.
اینها با میکرومترهای خارجی استفاده میشوند و در دستان ماهر دقت ±۰.۰۰۰۵ اینچ را ارائه میدهند.
تقریباً در هر اندازهای موجود است، معمولاً با تلرانس ±۰.۰۰۰۲ اینچ.
نیاز به تمرین دارند اما میتوانند سوراخهای عمیقتر (دقت ±۰.۰۰۰۵ اینچ) را اندازهگیری کنند تا مخروطی بودن را تشخیص دهند.
اساساً گیجهای تلسکوپی دقیق با نشانگرهای عقربهای هستند که پس از کالیبراسیون دقت ±۰.۰۰۰۵ اینچ را ارائه میدهند.
دقیقترین گزینه (۰.۰۰۰۰۵ تا ۰.۰۰۰۱ اینچ ±) اما همچنین گرانترین، با محدودههای اندازهگیری محدود.
برادهکاری با تراش یک تکنیک ماشینکاری دقیق است که نیازمند صبر و مهارت است. تسلط بر انتخاب ابزار مناسب، نصب، تنظیم پارامترها و روشهای اندازهگیری - ضمن حفظ توجه دقیق به جزئیات - نتایج با کیفیت بالا را به طور مداوم امکانپذیر میسازد. این دانش پایه و اساس توسعه و اصلاح تخصص برادهبرداری شما را فراهم میکند.
تصور کنید با پروژهای حیاتی روبرو هستید که در آن نیاز به ایجاد یک سوراخ داخلی کامل در یک قطعه فلزی با دقتی در حد هزارم اینچ دارید. کوچکترین انحراف میتواند کل قطعه را بیمصرف کند. برادهکاری با تراش، اگرچه به ظاهر ساده است، اما اوج ماشینکاری جزئینگر را نشان میدهد. این راهنما تمام جنبههای برادهکاری دقیق را از انتخاب ابزار تا تکنیکهای اندازهگیری بررسی میکند.
برادهکاری با تراش به عملیات بزرگ کردن یا پرداخت سوراخهای موجود با استفاده از ابزارهای برادهبرداری روی تراش اطلاق میشود. در حالی که از نظر مفهومی شبیه به تراشکاری خارجی است، دستیابی به دقت فوقالعاده (با تلرانسهای کمتر از 0.001 اینچ) نیازمند توجه دقیق به تمام جزئیات است. برادهکاری با دقت بالا نیازمند در نظر گرفتن دقیق انتخاب ابزار، نصب، پارامترهای برش، خنککاری، حذف براده، کنترل دما و اندازهگیری دقیق است.
صرفاً بزرگ کردن یک سوراخ موجود نسبتاً آسان است. با این حال، هنگامی که ابعاد خاصی با تلرانسهای تنگ هدف قرار میگیرند، هر عاملی حیاتی میشود: انتخاب و نصب میله برادهبرداری، هندسه لبه برش، انحراف ابزار، روانکاری، پارامترهای برش، حذف براده، دمای قطعه و دقت اندازهگیری. برادهکاری دقیق نیازمند چیزی است که برخی ممکن است آن را وسواس زیاد در جزئیات بنامند.
ابزارهای برادهبرداری به سه دسته اصلی تقسیم میشوند که هر کدام مزایا و کاربردهای متمایزی دارند:
مزایای آن شامل هزینه کمتر و چقرمگی بهتر است که آنها را برای مواد نرمتر مانند فولاد نرم و آلومینیوم مناسب میسازد. محدودیتها شامل مقاومت حرارتی ضعیفتر، سرعت برش کمتر و سفتی کمتر است که میتواند باعث لرزش شود.
اینها دارای یک نوک کاربید کوچک هستند که به یک دسته فولادی لحیم شده است. کاربید سختی و مقاومت حرارتی بیشتری را ارائه میدهد و امکان سرعت برش ۲.۵ تا ۵ برابر بیشتر از HSS را فراهم میکند. نقطه ضعف آن دشواری در تیز کردن مجدد در صورت لب پر شدن نوک است.
اینها از اینسرتهای کاربید قابل تعویض استفاده میکنند که به نگهدارنده ابزار بسته میشوند. هنگامی که یک اینسرت فرسوده یا لب پر میشود، میتوان آن را بدون تیز کردن مجدد به سرعت تعویض کرد. بدنه ابزار (ساخته شده از فولاد یا کاربید) سفتی برتری را برای کارهای با دقت بالا ارائه میدهد، با هندسهها و پوششهای مختلف اینسرت که برای مواد مختلف در دسترس هستند.
شعاعهای نوک بزرگتر استحکام بیشتری برای عملیات خشنکاری فراهم میکنند اما میتوانند باعث لرزش شوند. شعاعهای کوچکتر معمولاً ابعاد سوراخ دقیقتر و پرداخت سطح بهتری را ایجاد میکنند (اگرچه نیاز به نرخ خوراک کاهش یافته دارند).
سفتی در تمام عملیات برش فلزات امری حیاتی است. با استفاده از بزرگترین قطر میله برادهبرداری ممکن و کوتاهترین طول امتداد عملی، آن را به حداکثر برسانید.
ملاحظات کلیدی نصب:
انتخاب پارامتر مناسب بر کیفیت، کارایی و عمر ابزار تأثیر میگذارد. مواد، نوع ابزار، سفتی و قابلیت دستگاه را در نظر بگیرید:
هنگام استفاده از میلههای برادهبرداری، با نصف سرعت محاسبه شده معمول شروع کنید و در صورت اجازه لرزش و عمر ابزار، به تدریج آن را افزایش دهید. ابزارهای HSS معمولاً با سرعت ۱۰-۳۰ متر در دقیقه کار میکنند؛ ابزارهای کاربید ۵۰-۱۵۰ متر در دقیقه.
حداکثر نرخ خوراک ایمن برابر با یک چهارم شعاع نوک است. از عمق برش کمتر از ۰.۰۰۲-۰.۰۰۵ اینچ برای جلوگیری از نتایج ناهمگون اجتناب کنید.
حداکثر عمق ایمن برابر با دو برابر شعاع نوک است. عمق بیش از حد باعث لرزش میشود؛ عمق ناکافی کارایی را کاهش میدهد.
از خنککننده مناسب برای ماده ابزار خود استفاده کنید: امولسیون یا روغن برش برای HSS؛ خنککننده پرفشار یا غبار برای کاربید.
ثبات برای نتایج برادهبرداری تکرارپذیر ضروری است. تغییرات پارامتر بین پاسها را به حداقل برسانید، در حالت ایدهآل فقط یک متغیر را در یک زمان تنظیم کنید. هر عاملی که بر نیروی برش تأثیر میگذارد، حذف مواد یا پرداخت سطح را تغییر میدهد.
به عنوان مثال، هنگام برادهبرداری یک سوراخ ۱ اینچی در فولاد ضد زنگ ۳۰۳:
اندازهگیری دقیق کیفیت برادهبرداری را تضمین میکند. ابزارهای مختلف نیازهای دقت متفاوتی را برآورده میکنند:
ساده اما کمدقتترین، به خصوص برای سوراخهای کوچک زیر ۰.۵ اینچ.
برای سوراخهایی تا قطر ۳ اینچ و عمقهای کم، با دقت ±۰.۰۰۰۵ اینچ مؤثر است.
اینها با میکرومترهای خارجی استفاده میشوند و در دستان ماهر دقت ±۰.۰۰۰۵ اینچ را ارائه میدهند.
تقریباً در هر اندازهای موجود است، معمولاً با تلرانس ±۰.۰۰۰۲ اینچ.
نیاز به تمرین دارند اما میتوانند سوراخهای عمیقتر (دقت ±۰.۰۰۰۵ اینچ) را اندازهگیری کنند تا مخروطی بودن را تشخیص دهند.
اساساً گیجهای تلسکوپی دقیق با نشانگرهای عقربهای هستند که پس از کالیبراسیون دقت ±۰.۰۰۰۵ اینچ را ارائه میدهند.
دقیقترین گزینه (۰.۰۰۰۰۵ تا ۰.۰۰۰۱ اینچ ±) اما همچنین گرانترین، با محدودههای اندازهگیری محدود.
برادهکاری با تراش یک تکنیک ماشینکاری دقیق است که نیازمند صبر و مهارت است. تسلط بر انتخاب ابزار مناسب، نصب، تنظیم پارامترها و روشهای اندازهگیری - ضمن حفظ توجه دقیق به جزئیات - نتایج با کیفیت بالا را به طور مداوم امکانپذیر میسازد. این دانش پایه و اساس توسعه و اصلاح تخصص برادهبرداری شما را فراهم میکند.